السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

42

تفسير الميزان ( فارسي )

مىشود كه خداى تعالى در آيه مورد بحث و همچنين آيات بعد از آن از اين راه احتجاج مىكند كه برهان خود آنان را بر پرستش اجرام علوى از آنان گرفته و بخودشان برمىگرداند ، به اين معنا كه اصل آن دو حجت را در اينكه حجت صحيح هستند قبول نموده و سپس اضافه مىكند كه لازمه اين حجت يگانه پرستى و نفى هر گونه شريك از خداى سبحان است ، نه بتپرستى و شرك ، اينكه فرمود : * ( « قُلْ أغَيْرَ اللَّه أَتَّخِذُ وَلِيًّا فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلا يُطْعَمُ » ) * ، اشاره است به حجت اول آنان ، كه همان وجوب شكر منعم و پرستش معبود است بخاطر انعام او ، و اينكه پرستش او شكر او و سبب مزيد انعام او است . در اين جمله رسول گرامى خود را دستور مىدهد كه از راه سؤال و جواب آنان را به اشتباه و خطايشان واقف ساخته ، و بفهماند كه منطق « شكر منعم » منطق و برهان صحيحى است ، ليكن منعم شما اين بتها نيستند ، بلكه منعم و ولى نعمتى كه بنى نوع آدم و هر موجود ديگر از خوان نعمتش متنعم است ، تنها خداى سبحان است ، خدا است آن كسى كه روزى مىدهد و خود احتياجى به روزى ندارد ، * ( « يُطْعِمُ وَلا يُطْعَمُ » ) * ، به دليل اينكه او كسى است كه آسمانها و زمين را آفريده ، و آنها را از ظلمت عدم ، به نور وجود درآورده ، و نعمت هستى و تحققش ارزانى داشته ، آن گاه به منظور بقاء وجودش نعمتهاى ديگرى كه بقاى وجود آسمان و زمين بستگى به آن دارد ، و عددش را جز خودش كسى نمىداند ، و مساله اطعام انسان كه يكى از آنها است بر آن افاضه فرموده ، زيرا همه اين نعمتها كه بقاى هستى عالم از انسان و غير انسان موقوف و مشروط به آن است و همچنين جميع وسائلى كه به توسط آن اين نعمتها به موارد استحقاقش مىرسد همه منتهى به خلقت پروردگار است . آرى اشياى عالم و سلسله اسباب و مسببات همه از صنع او است . پس وقتى مساله رزق كه در نظر انسان اهم مظاهر آن مساله اطعام است بدست او است واجب است او به تنهايى پرستش شود ، چون تنها او است كسى كه ما را غذا مىدهد ، و ما در اين حاجت خود به غير او نيازمند نيستيم . از آنچه بيان شد چند نكته بدست آمد : اول : اينكه تعبير از عبوديت و پرستش به « اتخاذ ولى » در جمله * ( « أغَيْرَ اللَّه أَتَّخِذُ وَلِيًّا » ) * از اين جهت بود كه برهان از طريق إنعام خداوند به اطعام و اينكه شكر ولى نعمت واجب است اقامه شده بود . دوم : اينكه توصيف خداى تعالى به * ( « فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * براى بيان همان جهتى بوده كه ما در انحصار اطعام به خداى تعالى ذكر كرديم . و چه بسا از تعريضى كه در جمله